پدر دالی موشه بازی

«تحقیق کامل این مقاله به وسیله ی اینجانب در قالب طرح جابر در زمستان ۱۳۹۶
برای پایه ی دوم دبستان ارایه شده است.»

تقریباً برای همه ی ما پیش آمده که دنبال یک شیی می گردیم اما با وجودی که جلوی چشمانمان است آن را نمی بینیم! مثلاً روی یک میز شلوغ به دنبال یک خودکار می گردیم و از آن بدتر، وقتی روی قالی دنبال یک مداد یا پاکن می گردیم و بعد از چند دقیقه بر حسب تصادف آن شیی بازیگوش ناگهان پدیدار می شود و می گوید: دالی موشه!

به تجربه، همه ی ما این را حس کرده ایم که ابعاد شیی مطرح نیست بلکه، رنگ آن در این دالی موشه بازی نقشی کلیدی بازی می کند. این دالی موشه بازی با رنگ، در دنیای امروز بسیار جدی است و تعیین کننده ی مرگ و زندگی است!
و جالب این است که این دالی موشه یک پدر، یا شاید بهتر است بگوییم پدرخوانده هم دارد!

پس، بیایید امروز در ادامه ی مطلب یک دالی موشه ی سرگرم کننده بازی کنیم.

تلاش برای بقا در طبیعت ابزارهای شگفت آوری در اختیار حیوانات قرار داده است. بر خلاف انسانها که عموماً برای بقا متوسل به زیرآب زنی و حرکتهای غیراخلاقی می شوند، حیوانات در این خصوص بسیار با کلاس تر و هنری تر رفتار می کنند. در طبیعت، حیوانات برای زندگی اصولی ساده دارند: شکارچی، تو را نبیند. طعمه ی تو نیز نباید تو را ببیند!

حیوانات روشی بسیار هنری و زیبا برای این کار دارند: بازی با رنگ و نقش یا شکل. این روش را ما «استتار» «Camouflage» (با تلفظ کَمو-فِلاژ) می نامیم. اجازه بدهید از نام آشناترین حیوانات شروع کنیم: ببر.

رنگ پوست ببر کاملاً برای ما آشناست. رنگ زرد-نارنجی بالای بدن ببر به همراه خطوط سیاه، باعث می شود ببر در لابلای علفهای بلند (که عمدتاً رنگشان زرد و نارنجی است و نه سبز) به سختی دیده شود. با همین ابزار و با راه رفتنی بسیار بی صدا، ببر طعمه ی خود را به راحتی غافلگیر می کند. حتی انسانها نیز بارها و بارها اسیر این تاکتیک پنهان کاری ببر شده اند.

گورخر نیز همین سیستم را به کار می گیرد اما مکانیزم آن اندکی با ببر تفاوت دارد. دشمن بزرگ گورخر ها شیرها هستند. گورخرها، بر خلاف ببرها، به صورت گروهی زندگی می کنند. به یک گله ی گورخر به وسیله ی یک یا چند شیر حمله شده است. شیر، به عنوان شکارچی باید یک گورخر را به عنوان طعمه در نظر بگیرد و به آن حمله کند. تاکتیک گورخرها در این شرایط، فرار گروهی است.

به این ترتیب، یک سری خطوط سیاه و سفید در هم و برهم از جلوی چشمان شیر هیجان زده و گرسنه می گذرد. حالا خودتان را به جای شیر بگذارید: چطور در بین این همه خط و خطوط سیاه و سفید مشابه هم می توانید آن گورخر ضعیف اول را که نشان کرده بودید پیدا کنید؟!؟! همین گیج شدن شیر و تاخیر چند ثانیه ای در انتخاب شکار می تواند جان گورخر را نجات دهد.

پرندگان، از نقش و نگارهای متنوع تری استفاده می کنند. پرهای جغد یا شاهین مملو از رنگهای تیره و روشن بر روی یک پس زمینه ی قهوه یا خاکستری است. علاوه بر زیبایی خیره کننده، این نقش و نگارها باعث می شود وقتی پرنده روی درخت نشسته است به وسیله ی یک حیوان زمینی کوچک (غذای پرنده) به سختی تشخیص داده شود.

گاهی، ظاهر حیوانات، مشابه محیط زندگی شان شده است. حشرات استاد این نوع استتار هستند. ملخ، کفشدوزک، مانتیس و هزاران حشره ی دیگر که به راحتی می توانید روی گل و گیاهها آنها را ببینید عموماً علاوه بر رنگ و نقش، شکل مشابه شاخ و برگ نیز دارند.

در اوایل قرن بیستم و با شروع شدن رقابت تسلیحاتی در اروپای آن زمان، دانشمندان زیادی در اروپا روی سیستم استتار حیوانات تحقیق کردند تا از آن برای استتار تجهیزات نظامی استفاده کنند. در حال حاضر، با وجود اینکه عملاً رنگ ونقش برای استتار تجهیزات نظامی تا حد زیادی اهمیت خود را از دست داده است اما باز هم از آن استفاده می شود.

یکی از جالب ترین نکات استتار، تفاوت رنگ بالا و پایین حیوانات است. این تفاوت، در استتار نظامی نیز دقیقاً مشابه استتار حیوانات رعایت می شود. این نوع استتار در هواپیماهای نظامی به وضوح مشاهده می شود: رنگ شکم و زیر هواپیماها عمدتاً آبی آسمانی روشن یا سفید است. دلیل آن هم تقریباً واضح است: وقتی از زمین به آسمان نگاه می کنید، هواپیما هم رنگ آسمان به نظر می رسد و با چشم به سختی قابل تشخیص است.

اما، این تفاوت رنگ برای حیوانات چگونه کار می کند؟
پرندگانی مثل شاهین ترکیب استتاری دقیقاً مشابه هواپیماها دارند یعنی شکم و زیر آنها رنگی روشن دارد. حتی اردکها و حواصیل و پلیکان نیز همین ترکیب را دارند. به این صورت، طعمه ی آنها که روی زمین یا درون آب است به سختی می تواند تشخیص دهد که پرنده در حال حمله و نزدیک شدن است.

اما نکته ی بسیار جالب، تفاوت رنگ شکم و پشت حیواناتی مثل ببر یا روباه است. شکم سفید رنگ چگونه به استتار این حیوانات کمک می کند؟

این بار که به موزه رفتید با دقت بیشتری به حیوانات وحشی دقت کنید: شاید بتوان گفت نیم تنه ی زیرین تمامی آنها دارای رنگ روشن است (سفید یا خاکستری). علت این تفاوت رنگ را با یک آزمایش ساده می توانید به راحتی متوجه شوید. کاری که خود من کردم این بود که دو بطری خالی را رنگ آمیزی کردم: یکی از آنها یک دست قهوه ای و دیگری قهوه ای در بالا و خاکستری در پایین. درست مثل رنگ بدن یک غزال یا روباه. عکس این بطریها را در زیر می توانید بینید.

چشمان خود را ببندید و فقط در حد یک ثانیه به عکس نگاه کنید و دوباره چشمانتان را ببندید.
حالا بگویید کدام بطری بزرگتر به نظر می رسید؟ بطری جلویی؟ یا بطری عقبی؟

با وجود هم اندازه بودن و عکاسی از فاصله ی نزدیک، بطری دو رنگ کوچکتر به نظر می رسد اما بطری یک دست سیاه خود را بزرگتر نشان می دهد. البته من آنقدر خوش شانس نیستم که این کشف را به اسم خودم ثبت کنم چرا که در اوایل قرن بیستم یک هنرمند آمریکایی به نام «ابوت هندرسن تِه یِر» «Abbott Handerson Thayer» با دقت در رنگ حیوانات، این واقعیت را کشف کرده بود.

این نوع استتار دو رنگ را در انگلیسی «Countershading» می نامند که به فارسی می توان آن را «ضد سایه» ترجمه کرد. در حقیقت، وجود رنگ روشن در زیر شکم حیوانات باعث می شود آنها بیشتر از آنکه یه جسم بزرگ و سه بعدی به نظر برسند، یک جسم دو بعدی به نظر برسند چون رنگ روشن شکم، تیرگی سایه را تا حد زیادی کمتر می کند. کانتر شیدینگ یا ضد سایه را به اسم «قانون ته یر» «Thayer’s law» نیز می شناسند.


نمونه ی ساخته شده ی ته یر برای نشان دادن اثر کانتر شیدینگ

 


نمونه ای از نقاشی های ته یر: فرزندان من-(۱۸۹۶-۱۹۱۰)

«ته یر» ایده هایش را در کتابی با عنوان «نهفتن رنگارنگ در پادشاهی حیوانات» «Concealing-Coloration in the Animal Kingdom» منتشر کرد. اما متاسفانه ایده های «ته یر» در زمان عنوان شدنش شدیداً مورد انتقاد قرار گرفت. حتی رئیس جمهور وقت آمریکا تئودور روزولت نیز از جمله ی این منتقدین بود!

«ته یر» با کمک دوستان و حتی فرزندش چندین بار تلاش کردند تا رنگ استتار با طرح کانتر شیدینگ را روی کشتی ها اعمال کنند که متاسفانه به نتیجه نرسید. اشتباه آنها این بود که کانترشیدینگ روی هواپیما بسیار بهتر جواب می دهد و رنگ استتار برای کشتی که در فضایی بدون نقش و ساده با سرعتی بسیار کند حرکت می کند چندان فایده ای ندارد. «ته یر» در سال ۱۹۲۱ درگذشت و آنقدر زنده نماند که ببیند ایده هایش در جنگ جهانی دوم در مقیاس بسیار گسترده ای در تمامی ارتشهای جهان و از جمله ارتش آمریکا به کار گرفته شد. نظریات «ته یر» حتی امروز نیز اصل و مبنای استتار های نظامی بر اساس رنگ و نقش است تا آن حد که امروز از «ابوت هندرسن ته یر» نه به عنوان یک نقاش چیره دست و معلم هنر، بلکه به عنوان «پدر استتار» نام برده می شود.


(۱۸۴۹-۱۹۲۱) Abbott Handerson Thayer

مراجع

*https://www.the-athenaeum.org/art/list.php?m=a&s=tu&aid=477

*https://www.thoughtco.com/what-is-countershading-2291704

*https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC5135326/

*http://fishionary.fisheries.org/countershading/

***********

22 دیدگاه برای “پدر دالی موشه بازی”

  1. سلام
    خیلی مطلب جالب و جدیدی بود.
    برای من یکی هم خیلی جذاب بود و هم اینکه توجه ام رو به اطراف بیشتر جلب کرد.
    در ضمن انتخاب تصاویر عالی بود
    ممنون

  2. سلام
    تا حالا ازین دید نگاه نکرده بودم.
    واقعا برام جالب
    البته مث همیشه کارتون عالی بود.
    ممنون مهندس از دعوتتون.😊🙏

    1. ممنون. برای خودم رنگهای حیواناتی مثل روباه خیلی جالب بود. همیشه برام رنگ سفید زیر شکم حیوانات جای سوال داشت.

  3. سلام چه جالبه که اینهمه با حیوانات سر و کار داشتم و اصلا به این موضوع که تقریبا بین همه ی آنها مشابه است توجهی نکرده بودم آموزنده بود

  4. سلاام و درود فراوان
    چقدر جالب بود این مقاله
    مخصوصا تفاوت رنگ بدن حیوانات که اصلا بهش دقت نکرده بودم
    عکسها هم عالی بودن
    خسته نباشید و خدا قوت 😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *